جمال الدين محمد الخوانساري

14

شرح احاديث طينت ( فارسى )

و افعال بد كند و باعث اين نمىشود كه او مستحق عقاب شود . و اما اينكه گويد چرا به من طينت بد دادى و طينت خوب ندادى اگر به من هم طينت خوب داده بودى من هم مثل مؤمن مىبودم ، پس ترجيح او بر من جهتى ندارد . جواب گوييم كه : اگر طينت خوب داده مىشد او او نبود بلكه شخصى ديگر بود . پس او نتواند گفت كه اگر مرا از طينت خوب خلق مىكردى من هم مؤمن مىبودم و خوب مىكردم ، زيرا كه شخصى كه از طينت بد خلق شده باشد محال است كه او از طينت خوب خلق شود ، بلكه هركه از طينت خوب خلق شود شخص ديگر باشد . و تحقيق اين سخن اينست كه طينت خوب و بد هر دو قابل اينند كه از آن جمعى خلق شوند كه به اعتبار قدرت و اختيار هريك قابل استحقاق ثواب و عقاب باشند و حق‌تعالى از هريك به قدرى كه مصلحت دانسته گروهى خلق كرده ؛ تا اينكه اگر ايمان آورند و اطاعت كنند مستحقّ ثواب و تعظيم و تبجيل گردند ، و اگر كفر و عصيان ورزند مستوجب عقاب و تعذيب و تنكيل باشند . و هر شخصى كه از طينتى آفريده شده محال است كه آن شخص از طينت ديگر خلق شود ، زيرا كه طينت ديگر قابل آن نيست كه آن شخص از آن خلق شود . پس هرگاه كافر گويد كه چرا مرا هم از طينت خوب خلق نكردى و اگر مرا هم از آن خلق كرده بودى من هم مؤمن و خوب مىبودم . جواب او اينست كه : او از طينت خوب خلق نمىتوانست شد و از طينت خوب به‌قدر مصلحت خلق شده . نهايت چون حق تعالى فيّاض على الاطلاق است و دانسته كه از طينت بد نيز جمعى استحقاق فيضان وجود دارند و بعد از افاضهء وجود بر ايشان به اعتبار قدرت و اختيار قابل استحقاق ثواب و عقاب بر اطاعت و عصيان باشند ، سپس ايشان را نيز به خلعت وجود سرافراز و به انواع و اصناف نعمتها متمتع و بهره‌ور گردانيده ، تا اينكه اگر اطاعت كنند مستحق ثواب گردند و الّا مستوجب عقاب .